خرید بک لینک
هربار که عید می آید و تهران خلوت،پاک و ساکت می شود. بیشتر به این فکر میکنم که داریم به خودمون خیانت میکنیم، به خودمون،زندیگمون،سلامتیمون،خانوادمون و نوادگانمون... میتوانم تصور کنم آنها از ما با لفظ خائنان به محیط یاد خواهند کرد! و در تاریخ نوشته خواهد شد: شاید بهتر هست چیزی نگویم از آن، خودتان هر کلمه ای،جمله ای و یا عبارتی که خواستید جایش بگذارید... .تهران، تهرانی که نمیدانم میتوان هنوز به آن امید داشت یا خیر؟ تهرانی که هر چقدر فکر میکنم صفت خوبی برایش پیدا نمیکنم. اصلا بیخود نیست در رمان های فارسی، تهران اگر در کتابی هم هست، عنوان تهران مخوف بر آن نهاده شده.... و شمال، شمالی که اگر نبود، واقعا چه می شد؟ به قول شمیم مستقیمی "تهران چه خوشبخت است که شمال نزدیک است."و یا کاملتر می گوید"تهران چه خوشبخت است که شمال را دارد. و مردم تهران چه خوشبختندکه میتوانند شمال بروند.تهرانی ها چه خوشبختند که می توانند سرهایشان را از ماشین بیرون بیاورند و میان تونل جیغ بزنند. بروند آنجا که تهران نیست.شهری که آنها را به داد و بیداد می اندازد رها کنند و بروند."
اما تهران،"حالا پس از نزدیک به صد سال بگو و مگو و کشمکش، شهری است وامانده که دست از پا درازتر،بدتر از تمام دوران قبل، حالا دیگر هیچ آرزویی هم نمی تواند داشته باشد. ساکنان تهران وقتی از خیابان های آن می گذرند از خود می پرسند چه چیز جز یک زلزله ی مهیب و ویرانگر که هیچ چیز از خود باقی نگذارد می تواند تهران را از شر خودش نجات دهد؟ تهران تهران شد بدون اینکه فکری به حال آدم هایش بکند. آنچه آنها می بینند، جز رنگ خاکستری و چراغ ترمز ماشین جلوی نیست و آنچه استشمام می کنند جز دود و آلودگی نیست. تهران شهر مهربانی با آدم هایش نیست که هیچ... شهر بی ادبی است. احترام آدم های عادی پیشکش، احترام پیرها و کودکانش را هم ندارد. تهران ناتمام به تاخیر افتاده شانس آورده که بیخ گوشش برایش از میان کوه راهی کشیده اند به شمال. شمال آن والیومی است که تهران را تسکین می دهد، بلکه بیشتر،شمال مورفینی است که دردهای تهران را آرام می کند تا تهران بتواند ادامه دهد.شمال تنها ترانه ای است که در میان فحش ها و لغز خواندن ها زیرلب های تهران زمزمه می شود. " مدتهاست فکر میکنم اگر مترو در تهران نبود چه می شد؟ حالا فکر میکنم اگر شمال نبود چه بر سر تهران می آمد؟ تهران با هیچ کلمه ی خوبی هم خانواده نیست ،فقط کلمه های بد هم نشین تهران شده اند، تنفر،زشتی،کثیفی،آلودگی،بی ادبی،بی احترامی و ... . بدتر از همه اینها حتی خودمان هم به فکرش نیستیم، خودمان هم فراموشش کرده ایم. ولی شمال، که شده آرامش بخشی برای تهران، آنقدر که دنبال درمانش نرفته ایم. چون تسکینش را پیدا کرده ایم پس چه نیازی به درمان؟ بلی انگار درست است اگر بگوییم،
شمال، والیوم تهران

مطالب نقل قول شده همگی از شمیم مستقیمی،روایت،شماره ششم.

برچسب: نویسنده: آرمان موسوی‌پور تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 5:37

صفحه بندی