میدونین یه سری اتفاقها میتونه به نوعی باعث اتفاقات دیگه ای بشه ... شما میری کتابخانه پردیس هنرهای زیبا که پایان نامه ها رو ببینی، نامه هم بردی ،مسئول نامه رو میبینه میگه شما با این میتونی دوبار در طول ترم بیای . این حرف رو که میزنه یه ذره فکر میکنی و میپرسی یعنی اگر دوبار مو بیام و دوباره نامه ی جدیدی بگیرم باز هم دیگه نمیتونم برای دیدن پایان نامه ها بیام ؟ متصدی هم جواب میده این ترم نه نمیشه و اضافه میکنه، فقط هم ورود برا دانشجوی دانشگاه های دیگه سه شنبه ها 9 تا 3 آزاده و 12 تا 1 هم تعطیله! حالا اگه میخوای ببینی پشتشو امضا کنم که بار اول رو اومدی ،شما هم با اینکه دم ظهر اومدی و زیاد وقتی نداری میگی امضا کنین دیگه تا اینجا اومدم، مسئول اونجا هم میگه بفرمایین بشینین سر اون میز عناوین پایان نامه ها اونجاست ....در همین حین درست اونور تو خیابون انقلاب، داره اتفاقاتی میفته که همه میدونن ! وشما به این فکر میکنی که وقتی پژوهش و تحقیق رو برات سخت میکنن (سخت نه در ازای سعی و تلاش ، سخت در مقابل قوانین عجیب و غریب یا هر اسمی که میشه روش گذاشت ! )اتفاقات اونور خیابون شاید زیاد هم غیر منتظره نباشه ! میگذرید از این که به دانشجوی دانشگاه آزاد هم به چشم ... ؛لازم نیست چیزی به ذهنت بیاد همه میدونن به چه چشمی نگاه میکنن ! در راه برگشت از خیابون انقلاب یادت میاد که دوشنبه تو دانشگاه یک دانشجوی دانشگاه الزهرا بهت پرسشنامه ای داده بود که در ابتداش نوشته بود این پرسشنامه برای پایان نامه ای با عنوان " نابرابری آموزشی در دانشگاه ها و آموزش عالی . " آماده شده است و به خاطر میاوری که در آخرین سوالش که اتفاقن تشریحی هم بود پرسیده شده بود نابرابری آموزشی را چگونه تعریف میکنید و چه نمونه هایی برای آن در ذهن دارید والبته ادامه ای که یادت نیست... . و به این فکر میکنی که نابرابری یعنی همین امروز، یعنی همین اتفاقات ...پ.ن: شاید عنوان پایان نامه ذکر شده و سوالاتش هم دقیق به یادت نیاید ، اما حدود آن را در خاطر داری !
برچسب:
نویسنده: آرمان موسویپور
تاريخ: چهارشنبه
10 خرداد
1396 ساعت: 5:37