خرید بک لینک
در ایستگاه مترو منتظر قطار هستم، پسری در حال خواندن ریاضیات از روی دفتر خود هست و من با توجه به مباحث نوشته شده حدس میزنم سالهای آخر دبیرستان باشد. بی مقدمه میپرسم چندمی؟ بدون اینکه نگاهی به من بیندازادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان موسوی‌پور تاريخ: چهارشنبه 30 آبان 1397 ساعت: 0:14

نمایشگاه کتاب همیشه برای من نکات جالبی داشته. یکی از اونها مسئله ای هست که من اسمش رو میگذارم بررسی از مرجع تمنای طبق کپی رایت توجه ! اینکه چقدر از نظر ترکیبی این عبارت درست باشه رو نمیدونم اما حداقل الان چیز بهتری به ذهنم نمیرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان موسوی‌پور تاريخ: چهارشنبه 30 آبان 1397 ساعت: 0:14

خب اینکه اکثرا موسیقی رو دوست داریم خیلی چیز غریبی نیست. اما آهنگهایی که دوست داریم یا بهتر بگم سلیقه ی موسیقیایی ما معمولا در طول زمان عوض میشه، زمانی دوست داریم پاپ گوش بدیم و شاید چند سال بعد طرفدار سرسخت کلاسیک و بعدش سمت موسیقی های بیخود یا چه میدونم کیچ برویم! این عوض شدن شاید از همون بزرگ شدنه تبعیت کنه یا شاید از علاقه ما به شنیدن یه چیز متفاوت یا متنوع ... یادمه که قدیم، به موسیقی لایت علاقمند شده بودم، بی آنکه اسمش را بدونم و تنها از روی نوار کاست هایی که به دستم رسیده بود! برای همین است که میگویم اون موقع اسم لایت رو هم نمیدونستم، خب من 12، 13 ساله چرا باید میدونستم؟ آن موقع بر اساس تصوری که کردم، به نظرم آمد کلاسیک است و با شور و شوق به فروشگاه رفتم و چندتا از نوارهای کلاسیکی که داشت رو خریدم...آن هم از چه کسانی!؟ شوپن و باخ و چایکفسکی و شوبرت و ...! خانه که رسیدم با چنان اشتیاقی نوار را داخل واکمنم گذاشتم و منتظر شروع آهنگ بودم که انگاری به نهایت چیزی که میخواستم رسیدم! ناگهان شروع شد ... یکی از سخت ترین و عجیب ترین آهنگهای باخ بود فکر کنم ! و من با چهره ای بهت زده و سوالی که ای وای این دیگر چیست! با آنکه هر سه نوار خریده را یک بار و تا آخر گوش دادم به امید یک نمونه از آهنگهای لایتی که دنبالش بودم ،اما خب طبیعتا در بین آن کلاسیک ها، لایت های مدنظرم نبود و فکر میکنم دیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان موسوی‌پور تاريخ: سه شنبه 3 بهمن 1396 ساعت: 0:55

روزی روزگاری، در گوشه دوردستی در اروپا پشت هفت کوه و هفت رودخانه، سرزمین زیبایی بود که یوگسلاوی نام داشت. مردمانش از شش ملیت مختلف بودند که سه دین جداگانه داشتند و به سه زبان مختلف سخن می گفتند.کروات ها بودند ،صرب ها،اسلوونیایی ها، مقدونیه ای ها،مونته نگرویی ها و مسلمان ها. اما همه با هم کار می کردنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان موسوی‌پور تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 5:37

میدونین یه سری اتفاقها میتونه به نوعی باعث اتفاقات دیگه ای بشه ... شما میری کتابخانه پردیس هنرهای زیبا که پایان نامه ها رو ببینی، نامه هم بردی ،مسئول نامه رو میبینه میگه شما با این میتونی دوبار در طول ترم بیای . این حرف رو که میزنه یه ذره فکر میکنی و میپرسی یعنی اگر دوبار مو بیام و دوباره نامه ی جدیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان موسوی‌پور تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 5:37

بعضی کتابها هستن که سازنده خاطراتن! تعداد این کتاب ها میتونه کم یا زیاد باشه ... نمیدونم چطوری میشه که یه کتاب میتونه خاطره ساز بشه . و با دیدن خودش یا کارتون و فیلمش و یا شنیدن اسمش و کاراکتراش خنده بر لبت می شینه ... اما به هر حال انقدر تو خاطراتت سهم دارن که وقتی نشونه ای ازونها میبینی تو رو لحظهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان موسوی‌پور تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 5:37

هربار که عید می آید و تهران خلوت،پاک و ساکت می شود. بیشتر به این فکر میکنم که داریم به خودمون خیانت میکنیم، به خودمون،زندیگمون،سلامتیمون،خانوادمون و نوادگانمون... میتوانم تصور کنم آنها از ما با لفظ خائنان به محیط یاد خواهند کرد! و در تاریخ نوشته خواهد شد: شاید بهتر هست چیزی نگویم از آن، خودتان هر کلادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان موسوی‌پور تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 5:37

کتاب "رفتیم بیرون سیگار بکشیم، هفده سال طول کشید" مجموعه ای از نه داستان کوتاه از نویسندگان معاصر روس هست. مطمئنا همگی از نویسندگان قدیمی روس مانند چخوف، گوگول، تولستوی و... خوانده ایم. اما این مجموعه از نویسندگان معاصر روس هست که کمتر شناخته شده هستند. داستان های این مجموعه همگی در یک سبک هستند. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان موسوی‌پور تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 5:37

امروز طرح جلد این کتاب را دیدم ،کتاب هنوز چاپ نشده است. به نظر من این طرح جلد خیلی خوبه. خب نشر فرهنگ جاوید کلیت طرح جلداش همیشه همین تم سیاه سفید بوده و خب در درون این تم ، عکسی باز هم سیاه سفید آن هم در مرکز سیاهی! شاید این طرح جلد ها ساده باشد اما از نظر من اصالت دارند یعنی مخصوص نشر فرهنگ جاوید هست ،مثل اتفاقی که مدتها برای نشر خوارزمی می افتاد طرح جلدی زرد رنگ و بدون عکس با سادگی زیاد اما اصالت مختص به این نشر ! و اصلن جدا از کلیت طرح جلدهای فرهنگ جاوید، در این کتاب، عکس روی جلد به نظرم با عنوان کتاب همخوانی دارد .کتاب را نخواندم ،اما رسالت دانشمند چیسادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان موسوی‌پور تاريخ: چهارشنبه 31 شهريور 1395 ساعت: 19:07

1.همیشه هر وقت نمایشگاه کتاب میرم سواله واسم که چرا ناشرها جوری غرفه ساختن که انگار فقط کتاب ریختن ... بدون هیچ فکری ،هیچ طرحی ... چند روز پیش داشتم عکسهایی که برخی ناشران از نمایشگاه کتاب ارومیه و غرفشون گذاشته بودن رو میدیدم .... کاملن معلوم بود که اصلن فکری نداشتن ... فقط فروش ......فروش....فروش...... و دیگر هیچ.اما خب به طور مثال میشه غرفه نشر taschenرو در نمایشگاه فرانکفورت دید که توسط شیگروبن طراحی شده .... یعنی به قدری طراحی عرفه براشون اهمیت داره که دادن به یک معمار طراحی کرده و خب نمونه های دیگری که میشه دید... که حداقل فکر شده ... خلاقیت هایی به کار رفته ....و تازگیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان موسوی‌پور تاريخ: سه شنبه 30 شهريور 1395 ساعت: 13:42

سر کلاس دکتر ممقانی وقتی حرف از اثر پروانه ای زدند یاد این داستان افتادم که زیاد هم ربطی به اثر پروانه ای ندارد و تنها به زمانی برمی گشت که بیشترین علاقم صرف سفر در زمان ، جهان های موازی ، تندتر از نور، پادگیتی ها و... شده بود . و بهترین نویسنده هم کسی نبود جز میشیو کاکو ... و هنوز هم گاهی فکر میکنم شاید بهتر بود فیزیک میخواندم و معماری را که خیلی وقت ها فکر میکنم استعدادی در آن ندارم کنار میگذاشتم... این متن و داستان هم نقلی است از کتاب فیزیک ناممکن های میشیو کاکو... اگر فرصت داشتید بخوانید ... "در رمان معادله ی یانوس ،جی.اسپرویل نویسنده به یکی از دردناک ترین مادامه مطلب

برچسب: اثر پروانه ای,اثر پروانه ای در مدیریت,اثر پروانه ای فیلم,اثر پروانه ای مغز,اثر پروانه ای در مغز,اثر پروانه ای دانلود,اثر پروانه ای در روانشناسی,اثر پروانه ای معماری,اثر پروانه ای در زندگی,اثر پروانه ای لورنز, نویسنده: آرمان موسوی‌پور تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 8:59

به نظرتون میشه یه مکان بوی خاصی داشته باشه ؟ خب شاید بگید رستوران، کافی شاپ،بقالی و از این دست مکان ها هستند که معمولا با ورود میشه بوی خاصشون رو حس کرد ،اما منظور من جایی ست با بویی خاص تر ، نه الزاما بوی حاصل از مواد عذایی و ... . میدونم دارم گنگ حرف میزنم چون اگه تا چند روز پیش کسی همین سوال رو از من می پرسید منظورش رو درک نمی کردم . اما الان می فهمم ... روز جمعه به بهانه رای دادن اتفاقی برای من افتاد که آخرین بار دوازده سال پیش تجربش کرده بودم ،در واقع جایی رفتم که 12 سال یا شاید هم بیشتر بود که از اون خارج شده بودم و البته تو این دوازده سال هم همیشه ارزوی دیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان موسوی‌پور تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 8:59

خیلی خوب یادمه لحظاتی رو که برای اولین بار نمایشنامه ای از دکتر نغمه ثمینی میخوندم هر لحظه موقع خوندن خواب در فنجان خالی بیشتر هیجان زده می شدم و به خودم میگفتم خدای من عجب نمایشنامه ای، فوق العادست ... اسب های آسمان خاکستر می بارند نیز همانطور بود ... همانطور عجیب و در عین حال نو اما با مایه ای تاریخی ... این دو را که خوندم انقدر مشتاق خوندن دیگر آثارشان شدم که جستجویی ساده در اینترنت انجام دادم تا بدانم چه کتاب ها و نمایشنامه های دیگری از ایشان چاپ شده و دیدم سه یا چهار تای دیگر هست و اما فهمیدم همه چاپ تمام هستند ! پیش خودم گفتم اخه مگه میشه؟ بلاخره تادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان موسوی‌پور تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 8:59

معماری خلسه آور ....معماری اشرافی...و سالها بعد می نویسند اگر مردمان بیابان نرادا بهشت گمشده رو در لاس وگاس و دیسنی لند در آن سوی آبها دیدند . مردمانی در قرن بیست ویکم بودند که این بهشت را در بناهای نئوکلاسیک دیدند و نه تنها معماری را که خود را نیز کالایی می دیدند لوکس ،که دوست داشتند آن را نشان دهند و معمارانی که چون خلاقیتی نداشتند تصمیم گرفتند سر تعظیم مقابل آنها فرود بیارند.


برچسب: من پول دارم,من پول لازم دارم,من پول نیاز دارم,من نیاز به پول دارم,من نياز به پول دارم,من احتیاج به پول دارم,پول من بهش اعتقاد دارم,من پول دوست دارم,من پول احتیاج دارم,من خیلی پول دارم, نویسنده: آرمان موسوی‌پور تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 8:59

باز هم در شهر شاهد نگارخانه ای به وسعت یک شهر هستیم! ... فکر کنم سال پیش هم همین موقع ها بود که برای اولین بار این طرح اجرا شد و خیلی ها نظر مثبت و منفی شون رو اعلام کردن و یادم نمی رود سر کلاس اسکیس با بچه های خوبش چه بحث تند و تیزی داشتیم ... این بار هم به مانند دفعات پیش با همان شدت مخالفم ... چرا؟ این کار رو به نظر شخصیم بی ارزش کردن هنر میدانم این که تابلویی از رامبراند در اتوبان مدرس نصب شود و با سرعت 100 کیلومتر بر ساعت از کنارش بگذریم!! این یعنی فرزند آینده کشورم هنر به همین اندازه بی اهمیت است هرجا دیدی هنری برپاست بگذر آن هم با سرعت 100 کیلومتر بر ساعت و چه ادامه مطلب

برچسب: نگارخانه ای به وسعت یک شهر تهران,نگارخانه ای به وسعت یک شهر,نگارخانه اي به وسعت يك شهر,طرح نگارخانه ای به وسعت یک شهر,نقد نگارخانه ای به وسعت یک شهر, نویسنده: آرمان موسوی‌پور تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 8:58

صفحه بندی